ديدار با اسکندر فيروز اولين يا آخرين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست؟ پورنگ پورحسيني - " سه دهه پيش تفنگهاي شکاري را به گوشه اي افکندم و دوربينهاي عکاسي را بر دوش نهادم تا حيوانات وحشي، چشم اندازها و شگفتيهاي طبيعت را هدف قرار دهم..."
اسکندر فيروز با اين کلمات اثر ماندگار خود، کتاب حيات وحش ايران را آغاز مي کند، کتابي که در آن بزرگ مرد حفاظت محيط زيست ايران، به معرفي حيات وحشي مي پردازد که با همت بلند او و شاگردانش حفاظت شدند تا به امروز که... اسکندر فيروز زماني شکارچي بود. رکورد شکار شاه شکار شکارهاي ايران، قوچ اوريال براي هميشه در دست اوست. او به عنوان نواده يکي از قدرتنمد ترين مردان تاريخ ايران، فرمانفرماي افسانه اي، و داماد يکي از با نفوذ ترين مردان دوران پهلوي دوم مي توانست آسوده از هر مشکلي در ناز ونعمت زندگي کند، اما او در زندگي راهي ديگر برگزيد. سازمان حفاظت محيط زيست ايران با همت اسکندر فيروز تاسيس شد. او نخستين مدير اين سازمان بود. و شگفتا که کارنامه آنها که بعد از او آمدند اينگونه است که فيروز را بايد آخرين رئيس سازمان حفاظت محيط زيست هم ناميد! اسکندر فيروز کسي است که کمتر درباره او و خدماتش به ايران عزيز سخن گفته شده، چرا؟ نمي دانم، اما مي دانم هنوز پس از افزون بر سه دهه عدم حضورش درسازمان حفاظت محيط زيست مي توان رد گامهاي استوار او را در بکر ترين نقاط طبيعت زيباي ايران مشاهده کرد. او نسخه فارسي کتاب خود را به همسرش ايران تقديم مي کند، بانويي که همواره در برخورد با طوفان مشکلات، يار و همراه بزرگ طبيعت مرد ايران عزيز بوده. راستي که نام زيباي ايران شايسته اوست... اولين بار نام اسکندر فيروز را از زبان محيط بانان قديمي خوش ييلاق شنيدم، در جايي در ميان دشت زردابه، دشتي که به گفته بزرگ طبيعت مرد ايران عزيز، زيباترين دشت استپي جهان است و زماني اصلي ترين زيستگاه يوز آسيايي به شمار مي رفت تا جاييکه به گفته بزرگان محيط زيست ايران به آساني امکان مشاهده گله هاي چند تايي اين پستاندار نادر در آن فراهم بود و امروز البته، در کماي قبل از مرگ اکولوژيک به سر مي برد. در ابتداي ورودم به طبيعت زيباي ايران، هر کجا مي رفتم رد پاي او را مي ديدم، از خارتوران گرفته تا گلستان و ... همه محيط بانان قديمي از او با احترام ياد مي کردند. خيلي تلاش کردم تا او را يافتم. به ديدارش رفتم، با احترام و ارادت. پشتش کمي خميده اما هنوز استوار بود و آرام و بسيار متين، تا زماني که در مورد طبيعت شروع به صحبت مي کرد. در اين زمان تمام وجودش را عشق فرا مي گرفت و افسوس، نه بابت از دست دادن آن ارثيه افسانه اي، که به خاطر روند شتابان تخريب محيط زيستي که وجودش را وقف حفاظت از آن کرده بود.
:: دانلود فایل ضمیمه ()