Latest News : Official: Mehsginshahr Deforestation Should Be Stopped     Specialized Tourism, Environment Committee for Children     Iran Wildlife in Poem for Children     Coastal Pollution Monitoring System to Kick off Soon     Another Ten Species at Risk of Extinct    
کد خبر :7310   زمان مخابره: 10:11:21 - 8/3/1391
کريمي


دستهاي آلوده
سيامک کريمي- «اگر در تهران خبري شد که شد وگرنه کسي گوشاش به ناله ما بدهکار نيست.» پاي صحبت شهرستانيها که بنشيني، محال است از تنگي زندگي شان بگويند و چنين نوميدانه گلايه نکنند؛ البته نالهشان چندان هم ناصواب نيست، عمدتا زماني براي حل مشکلات کلان، اراده جدي مسوولان به ميان ميآيد که پيشتر، تهران هم گرفتار شده باشد.

تازه اين جا بخت بايد يار شهرستانيها باشد که در لواي طرحهاي «تهران - محور»، گوشه چشمي هم به آنها شود. شکافِ مرکز- حاشيه، نگاه حسرت بار شهرستانيها و کانوني بودن تهران، تنها به امروز و ديروز محدود نميشود. دستکم اين وضعيت از نيم قرن پيش به اين سو حکمفرماست. وعدههاي دولتهاي نهم و دهم هم مبني بر اينکه فاصله تهران و شهرستان را به تاريخ سپارند و برنامههايي چون «سفرهاي استاني» رئيسجمهور و برگزاري جلسات هيات دولت در شهرستانها به جاي تهران هم نتوانسته است مشکلات عمده و اساسي پيشين را ساماني نيکو دهد و دست بر قضا يکي از جديترين گرفتاريها در همين ايام رخ نمود.
خوزستانيها صبح که از خواب بيدار شدند و از جا کندند، انگار که آسمان خدا خراب شده بود و گرد و غبارش بر سر آنها ميباريد. پس از گذشت چند روز اعلام شد که ذرات ريز گرد و غبار از کشورهاي همسايه راهي ايران شده و جنوبيهاي هميشه بد شانس راهي ندارند جز آن که دندان روي جگر بگذارند. نه فقط خوزستانيها بلکه بوشهريها، ايلاميها، کرمانشاهيها و همدانيها و نه فقط يک بار که چندين و چند بار دندان روي جگر گذاشتند تا بلايي که نفسشان را تنگ کرده بود از سرشان بگذرد که نگذشت. گرد و غبارها که به تهران رسيدند اوضاع عوض شد؛ براي شان نام گذاشتند و از آن به بعد آنها را «ريزگرد» خواندند، قانون و مقررات برايشان تدوين شد؛ هر وقت که آمدند از ترس آن که ريههاي پايتختنشينها بيشتر از اينها آسيب نبيند ادارات را تعطيل کردند، صداي مجلس درآمد، دولت دست به کار شد و..
ريزگردها اهل کجايند؟ چگونه ميآيند؟
هيچ يک از پدران ما، چنين هجمهاي از ريزگردها را به ياد ندارند. از لابه لاي تحقيقات علمي هم ميتوان دريافت که اجداد ما از هر آنچه که بد آوردند بايد خوش شانس بوده باشند که ريزگردها چنين دمار از روزگارشان در نياورده بود. اين پديده بيسابقه همگان را به اين صرافت انداخت که «تغييرات نوين اقليمي» را دليل اصلي ايجاد «پديده ريزگردها» بدانند. به اعتقاد بسياري، خشکساليهاي پيدرپي و در نتيجه گسترش کويرهاي موجود در آفريقا و کشورهاي غرب آسيا دست به دست همديگر دادند تا در کالبد خفته اما بي قرار بيابان بدمند و آن را روانه سرزمينهاي دور دست کنند.
به همين خاطر چنين وانمود ميشد که خاکِ بر باد شده سرزمينهاي عراق، سوريه، عربستان، ترکيه، مصر و حتي يمن سبب شده است تا بنياد زندگي سالم در اين سوي دجله و فرات بر باد برود اما در اين ميان عراق جايگاه خاصي پيدا کرد و به تاجر اصلي در صادرات گرد و غبار به ايران بدل شد. نبود دولت مرکزي را از جمله دلايل اصلي در سرازير شدن ريزگردها از عراق ميخواندند. بر اين اساس، پس از حمله آمريکا و هم پيمانانش در سال 2003 به عراق، فعاليت بسياري از نيروگاههاي اين کشور متوقف و مردم براي تامين سوخت خود به ناچار به قطع درختان روي آوردند و به افزايش بيابانهاي عراق کمک کردند.
البته در صحت چنين توصيفاتي از پيدايي ريزگردها ترديدهايي وجود دارد. «حسين آخاني» استاد دانشگاه تهران، پيشتر گفته بود: «آزمايشهاي متعددي که با ميکروسکوپ الکترونيکي صورت گرفته نشان ميدهد که ريزگردها منشأ تالابي دارند و نه بياباني.» چنينيافتههايي نقش تالاب «هورالعظيم» در مرزهاي ايران و عراق را به عنوان کانون اصلي ريزگردها برجسته ميکند. طي سالهاي اخير، اين تالاب به شدت در معرض خشک شدن قرار گرفته و گفته ميشود وزش بادهايي حتي به سرعت پنج متر بر ثانيه ميتواند لايههايي از گرد و غبار را از روي اين تالاب بلند کرده و به همراه آورد. در کنار اين تالاب داخلي، از کويرهاي مرکزي ايران بهعنوان يکي ديگر ازکانونهاي اصلي ايجاد ريزگردها ياد ميشود. اين روايت دوم نيز نقد شده است. «ناصر کرمي»، کارشناس محيط زيست از منتقدان جدي نظريههاي کنوني درباره تبار ريزگردهاست. به اعتقاد او تاکنون «اطلاعات گمراهکنندهاي» در اين رابطه به مردم دادهاند. اين کارشناس محيط زيست به «همشهري ماه» ميگويد: «اشتباه اول، تعجيل در تعريف منشأ انساني براي اين پديده است. بسيار ساده انگارانه است که کاهش دِبي آب يک رودخانه، يا خشکيدن يک تالاب در عراق را منشأ چنين پديدهاي بدانيم.» به اعتقاد او «اگر خشکيدن يک تالاب و کمشدن دبي دو رودخانه ميتواند چنين حجمي از ريزگرد ايجاد کند، لابد در اين چند ده سال، ايران بايد چندبار در غبار بيابانهاي خود مدفون ميشد.» کرمي اصرار دارد که «هنوز نميتوان به دقت درباره علت اصلي ريزگردها اظهارنظر کرد.»

ريزگرد هم ريزگردهاي قديم!
تهران که به خاک نشست، تازه مسوولان متوجه شدند که هجوم ريزگردها شوخي بردار نيست و بايد چارهاي براي آن بينديشند. همزمان، رمانتيسيسم ايراني هم که عادت دارد «درد» گذشته را از ياد ببرد و روزگار سپري شده را درهالهاي از رفاه بپوشاند به کار افتاد. به همين سبب، مسنترها بيآنکه سند و مدرک درست و حسابياي در دست داشته باشند ساليان دوري را به خاطر ميآوردند که «پيش از آغاز بهار هواپيماهاي ايراني بر فراز بيابانهاي عراق و عربستان به پرواز درمي آمدند» و با ريزش برخي مواد شيميايي، شنهاي بيابان را تخته قاپو ميکردند.
اگر چه چنين روايتهايي دهان به دهان ميچرخد اما نميتوان سابقه مستندي از آن به دست آورد. «يوسف رشيدي»، مديرعامل شرکت کنترل کيفيت هواي استان تهران هم با ما همنظر است و ميگويد: «تاکنون مدرکي که چنين مواردي را تاييد کند نديده است.» با اين وجود وي خاطرنشان ميکند: «دولت عراق در زمان صدام حسين بيابانها را مالچ پاشي ميکرد. به خاطر آنکه خودشان در کانون ريزگردها قرار داشتند.»
بيابانزدايي در عراق!
شايعات قديمي هيچ تاثيري که نداشته باشند، مسوولان را به اين صرافت انداختند که براي حل مشکل ريزگردها سراغ عراق بروند و فکري به حال بيابانهاي اين کشور کنند؛ آنها کمر همت بسته بودند که بيابان از عراق رخت بربندد.
تقريبا تيرماه سال گذشته بود که «محمدجواد محمدي زاده»، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان محيط زيست، با اعلام خبر بيابانزدايي در عراق، از تخصيص يک ميليارد دلار براي اجراييکردن اين طرح گفت. با اين همه هنوز زمان اندکي از اين تصميم سازمان محيط زيست نگذشته بود که مخالفتها با آن هم آغاز شد. به اعتقاد بسياري، اين طرح، به دور از ابعاد کارشناسي شده است و جز هزينه، دستاوردي براي کشور به همراه نخواهد داشت. ناصر کرمي، يکي از همين عده است که اعتقاد دارد: «عکسهاي ناسا هم نشان ميدهد که حوزهاي که از آن ريزگردها ميآيند حوزه وسيعي است و صحراي آفريقا و صحراي عربستان را دربرميگيرد. به همين خاطر تمرکز بر عراق کاملا غيرفني و غيرکارشناسي است.»
کرمي اين طرحها را بيشتر شبيه به شوخي ميداند تا اقدامي جدي براي رفع مشکل ريزگردها چرا که «بعد از 50سال از آغاز فعاليتهاي بيابانزدايي در ايران، هنوز کمتر از دو درصد از اراضي مرتبط تثبيت شدهاند و هماکنون ايران خود در فهرست شش کشور اول بيابانزا و گرفتار اين پديده ويرانگر است.» به هر تقدير، چه منتقدان خوششان بيايد چه نه، تاکنون «بيابانزدايي در عراق» مهمترين همت مسوولان کشور براي از ميان بردن پديدهاي است که گويي قصد ندارد يخه مردمان کشورمان را رها کند.
بااينحال يک سال پس از اعلام اين موضوع، هنوز مشخص نيست که اين طرح به کجا رسيده است و در غياب هر نوع اظهارنظر رسمياي از سوي سازمان حفاظت محيط زيست، شک و ترديدها هم بالا ميگيرند. «يوسف رشيدي»، اگر چه اجراي اين طرح را قرين موفقيت ميداند اما به «همشهري ماه» ميگويد: «ما فقط از سفرهاي مسوولان دولتي اطلاع داريم و واقعا مشخص نيست که قضيه به کجا رسيده اما قاعدتا اگر کاري انجام شده بود نبايد الان شاهد پديده ريزگردها باشيم.»

روسهاي هميشه حاضر
طي سالهاي اخير روسها خيلي خوب خودشان را در دل مسوولان مملکت جا کردهاند. توسعه نيروگاه بوشهر را که کنار بگذاريم، سالها پيش شنيده شد که کارشناسان روسي دست به کار شدهاند و براي رفع مشکل بيآبي کشور، ابرها را بارور ميکنند تا اندکي بر کشور ببارند. عاقبت معلوم نشد که ابرهاي باران زا، آبستن نطفه روسهاست يا آن که قهرشان را با زمين ختم کردهاند. روسها درباره ريزگردها هم به کمک گرفته شدند. کمکي که البته اين بار هم مشخص نشد به کجا رسيد. پيشتر رئيس سازمان مديريت بحران وزارت کشور گفته بود: «در سفر به روسيه، در حال بررسي ادعاي کارشناسان روسي براي بررسي حل معضل گردوغبارکشور هستيم. اينکارشناسان به ايران دعوت ميشوند اما حل اين معضل زمانبر و طولاني است.»

انبار قوانين راکد
کم نيستند قوانيني که تنها شباهتشان به «قانون»، نامشان است و با سفت وسخت اجراشدن فرسنگها فاصله دارند. اگر از دانشجويان رشته حقوق سراغ اين قوانين را بگيريد، بعيد است که مجموعه قوانين «محيط زيست» فراموششان شده باشد. نگاهي مختصر به فهرست بلندبالاي قوانين کشور بهخوبي نشان ميدهد که تقريبا براي هر نوع آلودگي محيط زيستي، قانوني به تصويب رسيده است اما تداوم و تشديد اين آلودگيها روشن ميکند که اين قوانين تا چه اندازه بند الزام بر گردن افراد نهاده و نهادها تا چه ميزان اين قوانين را جدي ميپندارند؛ طرح جامع کاهش آلودگي کشور، قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا، قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، قانون حفاظت و بهره برداري از منابع آبزي، قانون شکار و صيد و ...؛ ناگفته پيداست که قوانين محيط زيستي تا کجا ريز به ريز موارد موردنياز را به نظم قانوني درآورده اما در مقابل با درشتي کنار رفتهاند. پس از درنورديدن تهران توسط ريزگردها، قوانين مجزايي هم براي مقابله با اين پديده وضع شدند. «آيين نامه آمادگي و مقابله با آثار زيانبار پديده گردوغبار (ريزگرد) در کشور» مصوب هيات وزيران و «بند ب از ماده 193 قانون برنامه پنجم توسعه» از مشخصترين قوانين اين حوزه هستند. به موجب قانون نخست، سازمانهاي حفاظت محيط زيست، مديريت بحران، هواشناسي، مراتع و آبخيزداري و وزارتخانههاي نيرو، نفت، بهداشت، درمان و آموزش، کشور، امور خارجه، معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رئيسجمهور، شهرداريهاي غرب و جنوب غرب کشور و حتي نيروي مقاومت بسيج عهده دار انجام برخي وظايف شده اند. شايد تعدد دستگاههايي که موظف به اجرايي کردن اين قانون شدهاند ميتواند به بهترين شکل نشان دهد که قرار نيست کاري پيش رود و اين قانون نيز بايد در کنار ساير قوانين زيست محيطي «گردوغبار» بخورد. «يوسف رشيدي»، نيز بر اين باور است که در حوزه محيط زيست، «قوانين خوبي داريم اما بعضا ضعيف، ناقص و نصف و نيمه اجرا ميشود.» او براي نمونه به «بند ب ماده 193 قانون برنامه پنجم توسعه» اشاره ميکند و ميگويد: «طبق اين قانون سازمان حفاظت محيط زيست مکلف است نسبت به شناسايي کانون ريزگردها اقدام و براي رفع اين مشکل تمهيدات لازم را بينديشد. با اين وجود پس از گذشت يک سال، اين قانون عملا بر زمين مانده است.»

از شعار تا شعار!
حالا ديگر شش يا هفت سالي ميشود که ايران به ييلاق ريزگردها بدل شده است. بر طبق آمار، هر زمان اين ذرات کوچک به هوا ميروند 21 استان کشور را خاک گير ميکنند اما طي اين چند سال اقدام راهبردي خاصي که به درد مقابله با اين پديده بخورد قابل ذکر نيست. اصولا سازمانهاي حفاظت محيط زيست، جنگلها، مراتع و آبخيزداري و هواشناسي که همگي از زير مجموعههاي دولت به شمار ميآيند مسوول نخست و اصلي مقابله با پديده ريزگردها هستند.
همين وظيفه اما نقدهايي متوجه اين سازمانها کرده است. ناصرکرمي، سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري را مسوول ميداند با اينحال اعتقاد دارد که «بعيد است که اين دو سازمان بتوانند کاري کنند.» شديدترين انتقاد را شايد «عبدالله کعبي»، عضو کميته پيگيري مشکل ريزگردها در مجلس و نايب رئيس کميسيون انرژي داشته باشد. کعبي به «همشهري ماه» ميگويد: «از مرز خرمشهر هرچه به سمت عراق برويم بيشتر در معرض ريزگردها قرار ميگيريم؛ اين بدان معناست که بايد مشکل اساسي را با همسايگان حل کنيم. متاسفانه ديپلماسي دولت در حل معضل ريزگردها ضعيف است و تاکنون نتوانسته با کشورهاي کانون گردوغبار تفاهمنامه امضا کند و هيچ توافق محکمي با اين کشورها صورت نگرفته و همه در حد حرف باقي مانده است.»
اشاره کعبي به وظيفه وزارت امور خارجه در چارچوب «آيين نامه آمادگي و مقابله با آثار زيانبار پديده گردوغبار (ريزگرد) در کشور» است. بر طبق مواد 18 و 19 اين آييننامه، وزارتامورخارجه مکلف شده براي بررسي «ابعاد برون مرزي» و «ايجاد زمينه همکاري منطقهاي، راهکارهاي لازم را ارائه کند». آن طور که از صحبتهاي کعبي و برخي ديگر از نمايندگان مجلس و هم چنين تحليلگران مسائل محيط زيست ميتوان دريافت، چنين به نظرميرسد که وزارت امور خارجه هنوز اقدام اساسياي براي توافق با دولتهاي همسايه انجام نداده وهمه چيز در حد اخبار و شايعات باقي مانده است. اگر چه سال گذشته برخي از مقامات مسوول در حوزه محيطزيست کشورهاي ترکيه و عراق به ايران سفر کردند اما حالا کاملا مشخص است که دستاوردهاي اين سفر از حد و اندازههاي ديدارهاي معمول و رسمي فراتر نرفته و اين دو دولت در غياب پيگيريهاي وزارت امورخارجه مساله ريزگردها را به حال خود رها کردهاند. با اينهمه اين فقط وزارت امورخارجه نيست که به نظر از وظايف خود در اين حوزه شانه خالي ميکند، سازمان حفاظت محيط زيست متهم اصلي است. «محمد خسروشاهي»، عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع علاوه بر آنکه تاکيد دارد که «اين مشکل، يک مشکل منطقهاي است پس ديپلماسي دولت بايد تقويت شود.» او از وظايف سازمان محيط زيست ياد ميکند و ميگويد: «اين سازمان دراينباره کوتاهي ميکند چراکه برخي موارد را ناديده ميگيرد يا آنکه پيگيري نميکند.»
با اين همه «محمدجواد محمدي زاده»، پيشتر در تشريح اقدامات انجام شده توسط سازمان متبوع اش گفته بود: «کارشناسان (کشورهاي خارجي) آمدهاند و اقدامات مالچ پاشي ايران را که در بيش از 2 ميليون و 500 هزار هکتار انجام شده، تاييد کردند.» خسروشاهي که خود سالها سابقه کار اجرايي را يدک ميکشد با ترديد در چنين آماري معتقد است: «در طول 40سال تنها 220هکتار مالچپاشي شده و معلوم نيست اين ميزان را چگونه مالچ پاشي کردهاند.» اين نخستين بار نيست که چنين اوضاعي پديد ميآيد. چندسالي ميشود که مسوولان دولتي ميکوشند تا با ارائه برخي آمارها نشان بدهند که ايرادي متوجه آنها نيست.
با اين همه بلافاصله حرف و حديثها شروع و در درستي اين آمارها ترديد ميشود. با اين وجود تفاوت قضيه اخير با دهها قضاياي ديگر در اين است که ريزگردها دقيقا با جان مردم گره خوردهاند. اين يکي، ديگر نه نرخ رشد اقتصادي است و نه دارايي صندوق ذخيره ارزي بلکه حجم آلودگي ناگهاني است که هر بار که هجوم ميآورد، صداي آژير آمبولانسها را در ميآورد و عدهاي را ماسک به دهان روانه بيمارستان ميکند.


انتهای خبر // www.iren.ir // ایرن

:: دانلود فایل ضمیمه ()


اخبار مرتبط

نظرات ارسال شده

نظر شما در باره این خبر
نام ونام خانوادگي: 

پست الکترونيک:

نظر شما:  



امتیاز شما به این خبر


کليه حقوق اين سايت متعلق به خبرگزاري محيط زيست ايران مي باشدواستفاده از مطالب باذکر منبع بلامانع است.
هایپر مدیا مرکز جامع خدمات رسانه ها / نگارش اطلاع رسانی